16/23
بخدا خسته شدم این همه لطف و کرم
ز محبت مُردم چقدر رحم بَرَم
بخدا شرمنده جود تو کُشته مرا
این همه اکرم تو غیر تو شسته مرا
بخدا بخشش هم حدیّ و اندازه
مغفرت بی حد شد چه خدایم نازه
بخدا رحمت هم ناتمام گشته به من
وهب وهّاب هم بی حساب خورده به من
بخدا فضل مرا کرده یک بیچاره
اینقدر لاحد است دل ز شرم بیماره
بخدا رأفت گشت بی نهایت بر من
کرم و لطف و شفا بی نهایت در من
بخدا عرشی کُشت ز محبت رحمت
سیّد شکرش نتوان شد ابد پر نعمت
سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۱۶
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه , مناجات و دعا
تاريخ : یکشنبه چهارم آبان ۱۴۰۴ | 14:3 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
