16/77
گشتهام من بر ضریح بر ضریح آن علی
دیگرم دعوت کنید برکتم داده ولی
در بغل من را نشاند سوی آغوشش کشاند
گفتمش هستم دگر او قسم بر من براند
ناگهان خواست از خدا دشمنم نابود شود
با دعای این پدر دشمنم در گور رود
من بهاری گشتهام حیدر ، یاری گشتهام
در کنار فاطمه باز ساری گشتهام
چونکه او پشتم شده خود دگر مولا علی
دیگرم غالب منم غالبی با چون ولی
بوسه بر من زد پدر آن علی اعلی جگر
چونکه خوشحالمکند قرصگرفت منرا بهبَر
سیّد عرشی شده باز آغوش علی
ای خدا عطرین شدم هی دهم بوی نبی
#سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۱۶
برچسبها: سیّدعرشی , عارفانه
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۴ | 18:29 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
