《《 77 》》
یا مَنِ احْتَجَبَ بِشُعاعِ نورِه
دل که عاشق شد از آن شعاع نوره
یا مَن تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ المَکارِه
باز کن هر گرهی از این بیچاره
یا مَن اَرجوهُ لِکُلِّ خَیر
ای که با امید تو هر دم کنم سیْر
یا مَن یُعطِی الکَثیرَ بِالقَلیل
چه عطا کردی زیاد به این ذلیل
یا عالِماً بِکُلّ خَفیّه
گنهم دیدی کرم شد از سجیّه
یا مَنِ السَّماءُ بِقُدرَتِهِ مَبنِیَّه
روح من ازآسمانها رد شد با خیرالبریّه
یا مَن لَّهُ العِزَّةُ وَ الجَمال
دادی سیّد عرشی را عزت کمال
موضوعات مرتبط: شعر عربی ، دفتر ۱۴
برچسبها: سیّدعرشی
《《 76 》》
دستوپا میزدی و زهرا نگاه میکرد تو را
دستوپا میزدی وزینب ندا میکرد تو را
دستوپا میزدی و رقیه فریادش بلند
زد سکینه ناله و شمرخنده می کردش بلند
دستوپا میزدی و خدا بیطاقت شده بود
ناله های فاطمه چه با مشقّت شده بود
دستوپا میزدی و احمد پریشان گشته بود
ناله ی طفلان بلند عالم به حرمان گشته بود
دست و پا می زدی و خدا درهای عرش گشود
داد نشان منتقم و شد هر ملک بهرش جنود
دست و پا می زدی و زینب به مُعجِز زنده ماند
آسمانها و زمین با قدرت سجاد بماند
دستوپا میزدی و عرشی به ذر فریاد زد
سید از عهد الست بهرت خودش را دار زد
موضوعات مرتبط: آرایههای ادبی ، دفتر ۱۴
برچسبها: سیّدعرشی , روضه
《《 75 》》
یابن السادة المقربین
قرب به عالم می شوی آیی یقین
یابن النجباء الاکرمین
ای نجیب لطف و کرم کن ای معین
یابن الهداة المهدیین
بیا طاوس علیین
یابن الخیرة المهذّبین
ای تمام خیر خالق بر زمین
یابن الغطارفة الانجبین
ای شرافت از تو شد ای مه جبین
یابن الاطائب المطهّرین
پاک و زیبای خدا ای بهترین
یابن الخضارمة المنتجبین
ای جوانمرد سیّد عرشی ببین
موضوعات مرتبط: آرایههای ادبی ، شعر عربی ، دفتر ۱۴
برچسبها: سیّدعرشی , شعر مهدوی
《《 74 》》
مادرم پشت و پناهم گشته است
او عوض کرده مرا هم از الست
دامنش پهن گشته بر رویش شدم
با عزیزم تا ابد سویش شدم
پهنی دامان او در هر جهان
ریشه هایش آیدش آخر زمان
مهدی هم بر دامن زهرا بوَد
روی ما ، او جزء والاها بوَد
هر امامی روی دامان زکیست
در دو عالم فاطمه مادر یکیست
نور دامانش تو را مستت کند
تا ابد از غیر چنان رستت کند
سیّد عرشی به روی دامن است
در بغل گردیده شربش ممتد است
موضوعات مرتبط: دفتر ۱۴
برچسبها: سیّدعرشی , عارفانه ,
《《 73 》》
یا الهی عذر تقصیری خدا
تو مرا هرگز نکن از او جدا
سیّدی باب المراد کردی مرا
داده ای بهر من عاشق قبا
یا قریبی یا لطیفی یا معین
قرب کردی بر امامان مبین
یا سلامی یا کلامی یا متین
سالمم کردی کلامم شد متین
یا جمیلی یا عظیمی یا مبین
با پری رویان شدم خانه نشین
یا عزیزی یا مجیدی یا وحید
عزتم دادی بزرگی با سعید
یا کریمی یا غنیی یا صمد
کرده ای من را غنی و هم اسد
یا علوّی یا رحیمی یا حبیب
سیّد عرشی وهب کردی عجیب
موضوعات مرتبط: دفتر ۱۴
برچسبها: سیّدعرشی , عارفانه , مناجات و ادعیه
《《 72 》》
مو و جعدت مژه ات دادی نشان
می رود قلبم همش بر تو گران
باز مژه کُشته و مویت گشود
این دلم با بوی صهبا کرد صعود
بَه چه مژگان مژه ای گیسوی یار
دل دگر گیرد خودش را بر نگار
نیم رخ در دایره شد ماهره
هر چه در دل بود را کرده سِره
نور رخ تابیده بر قلبم خدا
من دگر خود گشته ام روی هدا
باز دامن بهر من دادی نشان
پهنه هر آسمان گشتش نهان
سیّد عرشی چه فرشیدی شده
با شعاع نور خورشیدی شده
موضوعات مرتبط: دفتر ۱۴
برچسبها: سیّدعرشی , عارفانه ,
《《 14 》》
داد زهرا حکمتم در جوار رحمتم
من حکیم هستم دگر در کنار احمدم
گو به لقمان حکیم سیّدم گشته حکیم
حکمتم از فاطمه است چون برم گشته رحیم
در حریم فاطمه هستم و من بی غمم
حال حکمت گویم و راه با حکمت روم
این شب فطر عیدیام شد دگر حکمت ز یار
حال باز هم دیگرم من شدم جزء کبار
حکمت اللّهی شدم نور زهرایی شدم
حال با نور هدا باز حورایی شدم
حال فکرم حکمت است هر کلامم حکمت است
گشته کردارم بر او همه فعلم حکمت است
سیّد عرشیام و شد به من حکمت عطا
سید عرشی حکیم گشته در پیش هما
موضوعات مرتبط: دفتر ۱۴
برچسبها: سیّدعرشی
