20 / 24
نور گشتم فوق نور طور گشتم فوق طور
باز با نام خدا گشت بر جانم زبور
نور گشته سر به سر مثل دامان گوهر
نور پاشی گشتهام من شدم نورا پسر
نور و نور و نور، نور، طور و طور و طور، طور
با تمام جان و تن گشته بر جانم کرور
ینقطعلا نورِ حق گشته بر جانم سبق
حال با روی هدا می شود رویم چو حق
نور منور کرده باز جان و دل را کرده ناز
با تمام جان و تن باز هم دارم نیاز
نور گشته لاتنا بر دل و جان چون طلا
نورم و نورا خورم هی بگویم از بلا
نور عرشی برد صفا باز شد صاحب قبا
وای دیگر تا ابد گشته بر سیّد هما
#سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۲۰
برچسبها: سیّدعرشی , عارفانه
تاريخ : جمعه بیست و یکم آذر ۱۴۰۴ | 16:19 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
