شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

تمام هستی من در سرور افتاد

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

تمام هستی من در سرور افتاد

۲۹ / 25

تمام هستیِّ من در سرور افتاده

نظر بکرده حقیقت حضور افتاده

نبین مدام در تبم به تاب افتادم

ز آستان الهیم حور افتاده

نه حور جنّت اعلا نه حور بهشت

که حور حوریّ اعظم به زور افتاده

مکن سوال ز من از چه شعر می‌گویی

مدام جان و دلم فوق نور افتاده

اگر که شعر می‌کنم مدام ای جانم

ز روی وجه خدایی زبور افتاده

بدان‌که شعرِ من نی‌که شعر شاعر‌هست

ز روی وجه الهی شعور افتاده

مگو که سیّد عرشی ز چه تو سوزانی

بگویمت که به قلبم تنور افتاده


موضوعات مرتبط: دفتر ۲۹
برچسب‌ها: سیّدعرشی , عارفانه ,

تاريخ : سه شنبه سی ام آبان ۱۴۰۲ | 5:13 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.