20 / 36
ما در ره او هیز ترین چشم جهانیم
چون صورت او صورت حق است بدانیم
هر چیز به ما لذت شربی ندهد چون
شارب به یقین خورده و لذت به دل و جون
ما مست کنان در ره صبحیم و ضحاییم
چون نور وجود ابدی خورده هماییم
ما راهیِّ راهیم و ، به معنای ، هداییم
خود راه شده شاهد و هم با شهداییم
ما منتظر جودِ جوادییم و نشینیم
چون لذّت جود و کرم شاه بدیدیم
ما عاشقیان عشق به معناش شدیم رفت
از نور جمالش به خدا خورده و ، دل تفت
ما شهد و شمیم و جگر از یار بخوردیم
از بهر صنم ، روح فنا گشت و بمُردیم
ما عرشی شدهایم و به سدره شدهایم چون
از عرش گذشته به هما یک شدهایم ، جون
#سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۲۰
برچسبها: سیّدعرشی , عارفانه
تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 0:39 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
