20 / 41
شعر میگویم و شاعر به هما گشتم من
معر نِی گویم و از سوی هما هستم من
شعر گشته است چه شوری که به عالم گشته
عاشقِ سوی هما را ، به اعجاز ، کُشته
شعر وا می شود از دل که برِ شهلا شد
این تمامم بخدا تا به ابد زهرا شد
شعر من شور کند شعر خفن میگویم
چون به حسنا شده ام نور حسن میبویم
شعر ، شعرِ افل از شاعرِ اوهام که نیست
این همان آتش نوریست که منکرده به لیست
شعرِ شهباله به جنّت به تمام است شعور
چون خدا خواسته و کرده مرا نیز قبول
شعر از سیّد عرشی که برون میآید
نور حقّیست که از فاطمه هی میگوید
#سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۲۰
برچسبها: سیّدعرشی , شعر رضوی
تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 0:42 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
