20 / 39
من اسیرت گشتم و تو ابیرم کردهای
من حریمت گشتم و تو رحیمم کردهای
من سلامت کردم و تو صفایم دادهای
من ندایت کردم و چه جوابم دادهای
من غلامت بودم و تو سوارم کردهای
من که خاکت بودهام تو کبارم کردهای
من به پایت گشتم و تو بهایم دادهای
من به خالت ماندم و تو چه حالم دادهای
من به دورت گشتم و توچه جورم کردهای
من به نورت گشتم و تو چه سورم کردهای
من نگاهت کردم و تو بغل جا دادهای
من خجل گشتم ز تو تو چه مأوی دادهای
من چو فرشی بودم و عرشیام تو کردهای
سیّدیام دادیو نقشیام تو کردهای
#سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۲۰
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه
تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 0:41 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
