شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

دست‌و‌پا می‌زدی و زهرا نگاه می‌کرد تو را

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

دست‌و‌پا می‌زدی و زهرا نگاه می‌کرد تو را

《《 76 》》

دست‌و‌پا می‌زدی و زهرا نگاه می‌کرد تو را

دست‌و‌پا می‌زدی وزینب ندا می‌کرد تو را

دست‌و‌پا می‌زدی و رقیه فریادش‌ بلند

زد سکینه ناله و شمرخنده می کردش بلند

دست‌و‌پا می‌زدی و خدا بی‌طاقت شده‌ بود

ناله های فاطمه چه با مشقّت شده‌ بود

دست‌و‌پا می‌زدی و احمد پریشان گشته بود

ناله ی طفلان بلند عالم به حرمان گشته بود

دست و پا می زدی و خدا درهای عرش گشود

داد نشان منتقم و شد هر ملک بهرش جنود

دست و پا می زدی و زینب به مُعجِز زنده ماند

آسمانها و زمین با قدرت سجاد بماند

دست‌و‌پا می‌زدی و عرشی به ذر فریاد زد

سید از عهد الست بهرت خودش را دار زد


موضوعات مرتبط: آرایه‌های ادبی ، دفتر ۱۴
برچسب‌ها: سیّدعرشی , روضه

تاريخ : یکشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۳ | 1:15 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.