شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

یک سرو بوَد دختر احمد چه جوانی

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

یک سرو بوَد دختر احمد چه جوانی

۴۲ / 21

یک سرو بوَد دختر احمد چه جوانی

حالا برود راه چه با قدّ کمانی

یک نور خدا همسر حیدر شده جانم

رویش بگرفته ز علی گو چه بخوانم

یک مادر ورزیده حسن برد خیابان

حالا پسرش گشته عصایش چو نگهبان

یک دختر عالی شده مادر به پیمبر

حالا شده با سوزش و دردش توی بستر

یک حوریِّ انسی شده بر اهل زمین آی

با ضرب لعین گشته دگر سقطِ جنین وای

یک ماه شب چارده‌ی جنّت اعلا

حالا چو هلا‌ل‌ست به کوچه شده تنها

یک مادر پر مهر گرفت عرشیِ تنها

حالا به برش تا به ابد گشته چو بطحا


موضوعات مرتبط: دفتر ۴۲
برچسب‌ها: سیّدعرشی , روضه

تاريخ : دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۳ | 5:14 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.