۳۱ / 22
ها تمام زندگیام تا ابد گردیدهاست
هو شده ذکرم مدام و جان و روحم کُشته است
های و هو هی میکنم جانم چنین گشته دگر
این همان لطف است از اکرام آن تنها جگر
من به هایم هو کنارم بلکه در جان منست
لحظهلحظه سال و ماهم همشب و روزم شدهاست
بست من بن بست نِیست راه هما شد لاتنی
نور من انوار نیست چون گشته از نور خدا
سهم من با لطف الطاف الهی ممتد است
راه من با راه ریحانه یکی دیگر شده است
ساحلم رد گشته و جان همچو دریا میرود
راه من وا گشته و روحم چو علیا میدود
سمت سامان ابد گردیده سیّد عرشی جان
نور اللهالصمد گشته دگر در روح و جان
موضوعات مرتبط: دفتر ۳۱
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه , عارفانه
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۳ | 12:16 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
