شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

دیدن چشم هماییِّ رضا شد روزی‌ام

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

دیدن چشم هماییِّ رضا شد روزی‌ام

۳۱ / 25

دیدن چشم هماییِّ رضا شد روزی‌ام

من ابد بر خوان این در مانده‌و هم می‌زی‌ام

سال سختی رد شده دیگر همیشه راحتم

وصل ناهید آمده رد گشته از هر محنتم

دار دنیا چون بهشتی زندگی دیگر کنم

نور بالا خورده بر جانم چه حالی می‌کنم

شاهد بی مدّعای اهل والای خُدام

دیگرم من تا ابد درگیر آیات شفام

راهی نوری پی نورم به فوق نورها

ماهی دریا و بحرم فوق هر چه بحرها

از یقینم رد شده فوق یقین دیگر زی‌ام

باز هم هی می‌شود روی خدایی روزی‌ام

سیّد عرشی‌ام و هی قرب حق پیدا کنم

در کمانگاه بتولی بر سوی بطحا دوم


موضوعات مرتبط: دفتر ۳۱
برچسب‌ها: سیّدعرشی , عارفانه

تاريخ : چهارشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۳ | 5:28 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.