۳۱ / 28
عاشقیام به جنون گردیده
روح تو تمام جون گردیده
این چنین نور که آخر دیده
نور حورا دل من برچیده
گشتهام عاشق و هم ورزیده
چون که عشقم شده بر این دیده
بدنم هی به صفا لرزیده
چونکه نورش به تماماً دیده
روح او به جان من چسبیده
ز عشق او این دل من غم دیده
عرشیام عاشق آن اسفیده
روح سادات به جان گردیده
موضوعات مرتبط: دفتر ۳۱
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه
تاريخ : چهارشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۳ | 5:30 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
