۳۱ / 29
شب است و سکوت به غمبار من
به امّید ظهرِحبیب وطن
شب است و جهانی چه تاریک وای
تویی صبح زیبای فَرو، دین نمای
شب و نالهی گرم و آرام من
تو و نور خورشید و سامان من
شب و تشنهی نور در این وجود
تو و دامن سر به سر پر ز جود
شب و یاد مهلا و آسایشم
تو و نور مهتاب و هم خواهشم
شب و عرشی و خون دلی بهر تو
تو نور حقیقیت کردی جان را وِتو
موضوعات مرتبط: آرایههای ادبی ، دفتر ۳۱
برچسبها: سیّدعرشی
تاريخ : چهارشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۳ | 5:30 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
