۳۱ / 38
سمتی به جز از سمت نگارم نبوَد چون
آن عشق ابد گرفته روح و دل و هم جون
راهم همه ریحانه شده اوج ملاحت
شاهم شه میخانه شده اوج رفاقت
سالوس نیام خرقهی من اوج صفا شد
تابوت نیام زندگیام اوج بقا شد
ربطی بهجز از ربط هما در دل من نیست
راهی به جز از راه لقا در سر من نیست
ماهی به دلم گشته و هر دم ببرد من
راهی شدهام بیحد و هر دم بروم من
شهبالهی جنّت شدهام اوج عنایت
همواره دگر ره شدهام اوج سلامت
عرشی شدهام با دو ید فاطمه جانم
سیّد به رضا گشتهام و عاصمه نازم
موضوعات مرتبط: دفتر ۳۱
برچسبها: سیّدعرشی , عارفانه
تاريخ : شنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۳ | 0:17 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
