شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

وای دست سلطنت گشته بر جان معدلت 

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

وای دست سلطنت گشته بر جان معدلت 

۴۲ / 33

وای دست سلطنت گشته بر جان معدلت

ای خدا رحمی بکن تا شود جان مرحمت

باز دستان علی بهر جانم سود شد

باز دست حیدری بر دلم چون هود شد

رحمها گشته مدام تا بیفتم در تله

یک تله تا لاتنا از ولایت شد بله

راه‌هایم نور شد پاره‌هایم طور شد

می‌زند نور خدا جان من انگور شد

لای بالاتر شدم در شمیم نورِ ها

باز بر من می‌زند هردم او نورِ خدا

باز رحمان و رحیم سر به سر غوغاستم

باز از جودِ کریم در برِ نوراستم

شافعان دادند شفا این تن پر درد را

سیّد عرشی‌ام و هی بدیدم مرد را


موضوعات مرتبط: دفتر ۴۲
برچسب‌ها: سیّدعرشی , عارفانه

تاريخ : شنبه دوم فروردین ۱۴۰۴ | 12:48 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.