4/49
از همه فکرم رها بر تو شده فکر من
زندگی دیگه نشد تو زندگی بهر من
حالا فقط دیگه تو خیال و ذهن منی
پس بیا جدی تر و محکم توعشق منی
قول می دهم گر بیای دورت می گردم مدام
من که همین حالاهم افتاده ام توی دام
بهانه ی صحبتم با تو شده غربتم
سخن فرازی کنم عشق تویی ای بتم
الف الف حرف زدم بیا شوم من عدم
گر تو همینی بدان بهرت هزاران لبم
باز دلم تنگ شده ببین جگر خون شده
بهر تماشای تو سر به بیابون شده
عرشی به تو منتظَر رخ بنما جان ببر
برای شهلای تو شدم ز عالم بدر
سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۴
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه
تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 0:11 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
