4/55
عشق از معشوق است کاین جا عاشقی ست
ور نه عاشق را چه نوری نور نیست
چشم از معشوق اول چون شود
ور نه از عاشق کجا چشمی بود
صورت محبوب دیوانه کند
ور نه این دل بر که نظّاره کند
آن قد و بالا ز نورا را خوش است
ور نه با سرو و صنوبر نی نشست
معنی معنا از اسرار هماست
ور نه بر دل کی دگر نور خداست
مهر از مهرانه اول سر زند
ور نه بر این دل کجا مُهری زند
ماه مهتاب می کند رخشندگی
ور نه عرشی را چه باشد زندگی
سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۴
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه
تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 0:13 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
