4/64
زانویت شیرینی جانم شده
از صفایش راحتی بر جان شده
آنچنان روحم شده درگیر او
کو بگو گویا که ایمانم شده
زانوی نورانیت روح الفزاست
در حریمش اینقدر دار الشفاست
راه بر جانم نموده زانویت
حال من را می برد بر پهلویت
تا کنی بر من نگاهی جان دهم
با صفا بر زانویت ایمان دهم
جان من جانان من ایمان من
بردی هر دم همه ی سامان من
سر به زانوی تو عرشی آرزوست
زانوی چون خم تو پر از سبوست
سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۴
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه
تاريخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 3:4 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
