4/65
ای صنم هر چه که باشد من به تو دل داده ام
ای بتم بر تو شده جان من که ایمان داده ام
دل به مهرت گشته آگاه خدا را چه کنم
در غمت افتادم از پا همش عطسه کنم
حال من مانده ام و مهر چنان نورایی
چه دلم بسته به تو تو چقدر زیبایی
به کجا من بروم از که شکایت بکنم
به کجا مثل تو یابم به که من رو بکنم
عشق چون نور تو گشته است به جان و دل من
تو بیا دست بزن نور بده سینه ی من
پای عشق تو عزیرم به ابد میمانم
این همه شعر برای تو فقط می خوانم
عرشی تو شده ام تا تو شوی خوشنودم
گر نگاهی نکنی هیچ نباشد سودم
سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۴
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه
تاريخ : یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 2:4 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
