4/74
آن صفای حرمت یادم هست
دائما شد کرمت یادم هست
به خدا گشاده گردیدش در
ناله ها پشت درت یادم هست
چه جمال پر ز نوری بودی
ای شها نور برت یادم هست
پر حور بود چه حالی بودش
حوریان دور و برت یادم هست
دیگر آن لطف تو سرشارم کرد
شکر تو لطف گران یادم هست
خال مه روی تو نابودم کرد
آن فتادن به زمین یادم هست
عرشی بردی سر سفره ی خود
سفره های کرمت کردم مست
سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۴
برچسبها: سیّدعرشی , شعر رضوی
تاريخ : یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 2:10 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
