شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

به خودم هیچ امیدی به خدا نی دارم

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

به خودم هیچ امیدی به خدا نی دارم

4/76

به خودم هیچ امیدی به خدا نی دارم

که چنین پیش شما اشک عزا می بارم

دست من ول نکنی بخدا می میرم

روی خود را نبری بخدا بیچارم

رحم کن بر من و بنگر که چقدر بیمارم

شب به صبح بیدارم به تو امید دارم

گر عدم من بشوم بهتر است تا بروم

هستی‌ام مال شماست من کجا را دارم

ببین حال زارم آتش بر دل دارم

اصلا هر چه شد شد دست کجا بر دارم

دل خوشم من به شما ز خودم نالانم

به خدا گریه کنم ابر چون بارانم

عرشی‌ام می شینم تا ابد گریانم

پس تو از دور بنگر که چه خون می بارم

سیّدعرشی


موضوعات مرتبط: دفتر ۴
برچسب‌ها: سیّدعرشی , عاشقانه

تاريخ : یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 2:11 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.