16/65
دوست داری تو مرا آقای خوب و مهربان
پشت من ماندی و هستی تا ابد درّ گران
اینقدر با لطفخود بر جان من هی میزنی
کردهای جانمچو جانت نورِخود بسمیدهی
من که ماندهام به شرمت تا ابد ای وجه حق
باز با لطفت کنی هر دشمنم را تو دمق
ای رضا راضی دگر رد گشته از لطف تو جان
تا ابد من با توام چون تو خودت گفتی بمان
دست این افتاده را هردم بگیری باز هم
با یداللّهیت من را میکنی هی ناز هم
هم دهی هردم شفایم اکرم الاکرم هدا
هی بری من را عزیزم باز بر سوی خدا
عرشیام خود دادهای با دست مادر فاطمه
سیّدم خود کردهای اندر کنار عاصمه
#سیّدعرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۱۶
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه , شعر رضوی
تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ | 11:34 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
