۳۱ / 62
راه هامان رد شده دیگر خدا داند کجام
در پناه نور باری لحظه لحظه کربلام
سمت و سوی نور زهرا تا ابد ره میروم
در پناه مادرم هر لحظه با نور طلام
هی شوم الّا خدا تا بینهایت میروم
شاعر سر گشتهی اهل هماهای خُدام
شاه راه عین هستی با نوای یا علیست
من که دیگر نور حیدر گشته بر جان با صفام
راهیِّ راه عدالت گشتهام راه نبی ست
چون به شور اعلوی حاصل شدم پس با همام
اربعینها طی شد و هی آن به آن بالا روم
چون که با نورای اعظم هر دمم عین شفام
سیّد عرشیام و هی نور اعظم میخورم
چون که با معصومه و مادر شدم جنب رضام
برچسبها: سیّدعرشی , دفتر۳۱
تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۲ | 20:3 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
