۳۱ / 64
رحم خدایم میشود هر دم هدایم میشود
چون آن رضا دستم گرفت بَه چه صفایم میشود
شاهانه ره میپویم و ماهانه هی میبویم و
در راه عاصم گشتهام عرشیِّ سیّد گشتم و
من اوج مستی گشتم و من فوق هستی خواهم و
هی میشوم الّا خدا در هوپرستی مانم و
همّیشه باهُش میزیام فوق هدا شد روزیام
هر دم مسلمان میشوم با فاطمه دیگر زیام
راه نجاتی گشتهام نور سماتی گشتهام
امّا چه با روی بتول من آسمانی گشتهام
شیرینو هم شورم شده چونعاصمه طورم شده
هی بینهایت میشوم مولا علی نورم شده
زائر مدامم گشتهاست روی خدایی کُشتهاست
چونفوقصورتشد بهمن جانمسمائیگشتهاست
برچسبها: سیّدعرشی , دفتر۳۱
تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۲ | 20:6 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
