۲۹ / 24
شعر من از مادرم سر زد دگر
در حرم شد پهلوی مولا جگر
باز من را او گرفته چون بر
باز داده بر دلم فوق گوهر
آن وجود مادرم پشتم شده
شیر او بر پیکرم رشدم شده
شیر، همّهی وجودم نور کرد
با صنم چون گشتهام هی طور کرد
نور مولایم علی هم میخورم
نور او من را همش ره میبرم
وای یعنی فاطمه بر من شده
روی نور اعلوی بر جان شده
حال مادر زهرهی زهرای نور
کرد ابنش سیّد عرشی قبول
موضوعات مرتبط: دفتر ۲۹
برچسبها: سیّدعرشی , عارفانه
تاريخ : سه شنبه سی ام آبان ۱۴۰۲ | 5:12 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
