۲۲ / 4
ببین قلبم برایت تپ تپان است
بدان دل عاشقت چون بیگمان است
ببین هر دم به جاده می شوم من
به عشق تو به جاده میزنم من
ببین اشکم مرتب در چکان است
تمام جان به سوی تو کشان است
ببین شب هم چو روز بیدار ماندم
همش اشعار از بهر تو خواندم
ببین بغض در گلویم دائماً شد
کمی از صورتت چون شاملم شد
ببین هر دم برایت شعر گویم
دلم نار است و از رویت بگویم
ببین ، بازم نگه کن جانِ عرشی
تمامم پهن شد بهرت چه فرشی
موضوعات مرتبط: دفتر ۲۲
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه
تاريخ : پنجشنبه نهم آذر ۱۴۰۲ | 23:8 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
