شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

اشکهایم جاری چون رودست پایت را گذار

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

اشکهایم جاری چون رودست پایت را گذار

۲۲ / 8

اشکهایم جاری چون رودست پایت را گذار

رفته‌ای خب ابر شو بازم به این رودت ببار

ناله‌هایم بشنو و کاری بکن می‌میرمی

عشق تو آتش شده در آتشم بنگر کمی

شعر تو گر می‌کنم دود از جگر بیرون زند

آتش قلبم شده موجی و دریا آورد

آتش اشکم شده دریای خون جانم نگه

از برایت آمنه مستیِ جون صبحم پگه

بنگرم کم نِی شود از آن بلندای نگاه

نور بر زن با تو گردم تا شوم من هم پگاه

این همه زاری کنم حقم شعاعت نیست خب؟

جان من یاری بکن بر تو که باکت نیست خب

دست این افتاده گیری خب ثواب است جان حق

عاشقت افتاده خود هی می‌کِشد گشته دمق

باشدش رو ، تا ابد دان من به دنبال تو‌ام

عرشی‌ام سید ز دورم بر سر خوان تو‌ام


موضوعات مرتبط: دفتر ۲۲
برچسب‌ها: سیّدعرشی , عاشقانه

تاريخ : جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ | 0:3 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.