۲۲ / 13
جاده گشته پر گل و سبز و چمن
یاد آن یار قشنگ هر زمن
جاده عاشورا شده بر این دلم
شور و حالی گشته سویش میروم
جاده گشته پر ز گل بوی سبل
سوی آن مهروی زیباتر ز گل
جاده هی من را چه رسوا میکند
چون بغل معشوق من وا میکند
جاده جاده گشته بهرم جانماز
رو به سوی او کنم دستم دراز
جادهها نور است مانند شهاب
میدهد هم بوی مشک و هم گلاب
جاده من را خونجگر کرده خدا
سید عرشی رود پیش هدا
موضوعات مرتبط: دفتر ۲۲
برچسبها: سیّدعرشی , عاشقانه
تاريخ : جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ | 0:10 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
