شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

شعر شاعر به تماشا برده بر دلش گشته چنان آورده

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

شعر شاعر به تماشا برده بر دلش گشته چنان آورده

۲۲ / 18

شعر شاعر به تماشا بُرده بر دلش گشته، چنان آورده

حال با روی رضای رضوی ممتحن گشته و نار آورده

سور گشته به صفای دائم نور گشته ز بَرِ آن قائم

تا به جای هُمَوی۱ حرف زند نور گشته است به جان قالم

بور گشته ز تنور سالم حور گشته به سرش چون دائم

با هنر می رود و می‌آید سور او می‌کندش هی قائم

سر به سر شور رضا می‌بارد نور روی رضوی می آرد

چون به پهلوی رضا دائم شد شعر از روی هما می‌بارد

بَه‌ چه‌ خوش‌وقت شده ‌این عرشی می‌کند بر‌ دل آدم ‌بَرشی

چون‌که سیّد به‌تمام است دگر نور آرد ز رضا چون وَرشی

۱. هما


موضوعات مرتبط: دفتر ۲۲
برچسب‌ها: سیّدعرشی , درباره شعر

تاريخ : جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ | 0:31 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.