62/۲۶
تشنه ماندم به بغل در برِ معشوق خدا
زنده ماندم فقطش بهر تو محبوب هدا
زار زارم شده گریان شدهام از بهرش
نار نارم شده جان آتشه از آن غمزش
شور شوری شده از جان و دلم بر زهرا
تا نصیبم بشود روی تماما مهلا
مست ساغر شدهام روی رضا بر جان شد
رست و ملحق شدهام فاطمهام ایمان شد
شب سحر را به تمامی جهانم بخشید
نور او تا شده هم روی جنانم لرزید
عاصمه کُشته مرا صاف به قلبم تابید
پیش خود برده مرا کرده خدایم تأیید
عرشی را کُشته قد سرو که خون میریزد
چشم معشوق به سیّد شده هی بستیزد
برچسبها: سیّدعرشی , دفتر۲۶
تاريخ : شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ | 15:25 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
