64/۲۶
شعرم ز بطحا آمده بنگر چه زیبا آمده
جانم ز چشمان رضا هر دم شده بر میکده
سمتش صفا روی صفاست جانت برِ الّا خداست
چون رو بهسامان میروی هردم دگر بهرت شفاست
با هانیه هستم دگر در پیش درگاه جگر
آری رضا ضامن شده شد نوکرش پیش گوهر
رمز و رموز عالمم با هانیه چون محرمم
نورش به جانم گشته و بر نور زهرا ملحقم
شافی شفایم داده است رد کرده من را از الست
قالو بلی فوقم شده پیشش شوم هردم چه مست
ثامن بهچشمش من گرفت دستش به دستم کرده چفت
حالا دگر عاشق شدم جانم به او چسبیده سفت
عرشی به دامان میرود رو سوی کاظم میبرد
چون گشته او با راحمه سیّد چه عالِم میرود
موضوعات مرتبط: دفتر ۲۶
برچسبها: سیّدعرشی , درباره شعر
تاريخ : شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ | 15:36 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
