67/۲۶
مست کرده است مرا هی به نمازم آید
سجده افتادهام و هی به دلم افزاید
در قنوتم به طلب باز ببینم رویش
در رکوعم کمرم خم شده از ابرویش
تاب رفته است ز من فتادهام بر سویش
چون به سجده شدهام بوی کنم گیسویش
نگهش کرده چو مجنونی و هی بر پایم
تا که بینم صورتش نای ندارد پایم
وای زیبای خدایی به دلم بنشسته
دل من ز هر چه غیرش به ابد هم رسته
مژهها تیر شده قنفذ اعلایم کرد
جان من پیر شده خود به بَرَش جایم کرد
عرشیام کرد چرا چون که رسم بر پایش
نور کرده است مرا تا بشوم همراهش
برچسبها: سیّدعرشی , دفتر۲۶
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۲ | 0:4 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
