۱۷ / 16
مولا بیا از لطف خود بازم به این عاشق بده
در دایره بر من تو هی از آن میِ ممتد بده
حالا که دربانت شدم اندر حریمت ره شدم
تو تا ابد جان مرا از بادهی کوثر بده
من را حریمت جا شده این دل به تو عاشق شده
پس با رضایت ای رضا این جانِ من را ره بده
عزمم شده بر سوی تو فخرم شده بر روی تو
بر جان مادر فاطمه خود را نشان بر من بده
ای نازنینِ فاطمه ای نور زیبای همه
بازم به لطف خود مرا بر زانووانت ره بده
مهروی ، خورشید جهان با این سیه رویت بمان
بر زن ز نورت بر دلم نورت به دل ممتد بده
من عرشیام سیّد به تو درماندهام از روی تو
با من چه کردهای رضا بازم حریمت ره بده
برچسبها: سیّدعرشی , دفتر۱۷
تاريخ : پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ | 9:59 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
