شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

دق می کنم به دقایق که هر دقیقه ام او

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

دق می کنم به دقایق که هر دقیقه ام او

[[ 51 ]]


دق می کنم به دقایق که هر دقیقه ام او
فائق شدم به حقایق که حق شده خود او

همچون قمر بدرخشید ، قلندرم کرده
قُل قُل ترانه زنم قُمرییَم به اَقمر او

غرقم به عمق عمیقش که قرب او گشتم
بِسان قُمقُمه پُر گشته ام ز قایق او

نه قهر می کند بر من او که قهّار است
‌ قلم زده از قبل به قلبش مرا خود او

به قهقهه خندید و رفت و باز اَقرب شد
به قائله ختم گشته است و باز قائم او

به قسوه رو نموده و گشته چه قاتل من
به قهوه فال گرفت و قدر، قضا خود او

به قهر سیِّد عرشی به قم ببرده خودش
به عقد عقده گشود و قبول کرده چو او


موضوعات مرتبط: آرایه‌های ادبی ، دفتر ۹
برچسب‌ها: سیّدعرشی , عارفانه

تاريخ : جمعه بیست و دوم دی ۱۴۰۲ | 21:5 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.