شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

این رو سیاه را به کمالش گرفته است

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

این رو سیاه را به کمالش گرفته است

[[ 59 ]]

این رو سیاه را به کمالش گرفته است

این جان گم شده به تمامش گرفته است

بازم چقدر ظرف مرا باز می کند

گویا وهب کریمی و رحمش به من سزد

والا مقام، صمد، که والا تویی تویی

ای با مرام، احد ، که تنها تویی تویی

کُشتی مدام ،حیّ ، که فنا باقییَم شده

هی می کِشیّ ، حبیب و به دل نارییَم شده

ای اَرحمی که به مرحوم کنی نظر همش

ای راحمین ، حمید ، چقَدَر رحم بر مَنش

تو ای جواد ، مجید چقَدَر جود میکنی

ای أجودین ، علیم ، خِجِلَت پودر می کنی

غفران به سراپایِ من شده چه کنم

رحمش به گنه کاری چو من زد چه کنم

عرشی ابد به شرم ودودی کریم گردیده

سیّد مدام سر افکنده ی رحیم گردیده


موضوعات مرتبط: دفتر ۹
برچسب‌ها: سیّدعرشی , عارفانه ,

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۲ | 19:44 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.