۱ / 34
در بر آن مهر روی بیخود و از خود شدم
بهر تماشای او از همه بیدل شدم
پیر طریقت مرا درصدفش کرد و رفت
با همهی صبر و زرد در پی او دُر شدم
روزه مرا خوار کرد در پی آن خال کرد
وای که افطار شد جان ز تماشا شدم
برتن بیجان چه سود رفت ز تن هرچه بود
رود به دریا چرا قطره بُدم آن شدم
دیدن رویت چه بود خود تو بُدی هر چه بود
در برِ تو بودم و از همه سامان شدم
صور نمودی مرا طور نمودی مرا
حشر قیامت شدم در لب کوثر شدم
در دل عرشی شدی چون در دردانهای
رد شده از پل منم جنّت و ماوا شدم
برچسبها: سیّدعرشی , دفتر۱
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۲ | 0:0 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
