شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

در بر آن مهر روی بی خود و از خود شدم

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

در بر آن مهر روی بی خود و از خود شدم

۱ / 34

در بر آن مهر روی بی‌خود و از خود شدم

بهر تماشای او از همه بیدل شدم

پیر طریقت مرا درصدفش کرد و رفت

با همه‌ی صبر و زرد در پی او دُر شدم

روزه مرا خوار کرد در پی آن خال کرد

وای که افطار شد جان ز تماشا شدم

برتن بی‌جان چه سود رفت ز تن هرچه بود

رود به دریا چرا قطره بُدم آن شدم

دیدن رویت چه بود خود تو بُدی هر چه بود

در برِ تو بودم و از همه سامان شدم

صور نمودی مرا طور نمودی مرا

حشر قیامت شدم در لب کوثر شدم

در دل عرشی شدی چون در دردانه‌ای

رد شده از پل منم جنّت و ماوا شدم


برچسب‌ها: سیّدعرشی , دفتر۱

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۲ | 0:0 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.