18 / 10
باز من با هانیه میرویم هر بادیه
بادیه هر جا خداست چون که دل نورانیه
باز من با این صفا بر نماز گشتم به پا
هر نماز گشته شفا چون شوم قرب خدا
حال محکم عاشقم بهر عشقم لایقم
چون خدا خود خواسته من دگر یک قایقم
با همه شور شفا شد نمازم با صفا
دیگرم دائم صلاة هستم و الاّ خدا
من چه نجوا میکنم خود به زهرا میزنم
چون خدا حرفم زده همچو بطحا میروم
وای از روی بتول هر نمازم شد قبول
چونکه صورت را نمود وجه حق گشته شمول
سیّد عرشیام و شد به جانم نور حق
حال با هر چه نماز دشمنم گردد دمق
سیّدعرشی
برچسبها: سیّدعرشی , دفتر۱۸
تاريخ : شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲ | 4:37 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
