18 / 12
شعر ز عاصم به جهان بر زنم
نالهی ممتد شده بر این دلم
شعر شعور است ز سوی هدا
هر که بخواهد ببرد بر خدا
شعر شبانگاهی و صبحم شده
فاطمه ممتد بوجودم شده
شعرِ هما گویم از او دم زنم
ناز صبا گشتم و با او روم
شعرِ تمام است شعور شعر من
شاعر بی مایه نیام در زمَن
شعر ز صورت بزنم بر جهان
چون شده صورت به دلم ناگهان
سیّد عرشی بزند شعر عشق
هر که بخواهد ببرد قعر عشق
سیّدعرشی
برچسبها: سیّدعرشی , دفتر۱۸
تاريخ : شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲ | 4:42 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
