شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

هم اخم و اوخم ، ناز و ادا من‌ را برد سمت‌ خدا

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

هم اخم و اوخم ، ناز و ادا من‌ را برد سمت‌ خدا

۱۸ / 14

هم أخم و اوخم ، ناز و ادا من‌ را برد سمت‌ خدا

هم‌ آن نوای ممتدش گشته به من حکم و قضا

هم‌ هی صدایم می‌کند من را به بالا می‌کشد

هم یک نگاه نازنین بر جان و روحم می‌برد

هم‌ دست خود آن نازنین بر چشم و چارم می‌کشد

هم بوسه بر من می زند سوی بهارم می‌برد

هم رازهای پر شرر بر جان من هی می‌دهد

هم نور از بالای نور بر روح و جانم می‌دمد

با طعنه‌ای مثل شفا باز این حواسم می‌برد

با آن نگاه نرگسش این جان من را می‌خرد

هی نور ریزد روی من نور الهی و شفا

هی دور می‌دارد مرا از هر چه انسان دغا

عرشی و سیّد شد به ها ها روی هایم شد صفا

روحی نماند‌‌ و جان همم از دست آن شیرین لقا


برچسب‌ها: سیّدعرشی , دفتر۱۸

تاريخ : شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲ | 4:51 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.