۴۲/ 15
عرشی نشسته در حرم تا آیدش اوج کرم
دیگر ابد این کارش است گشته بر او نور اِرم
باید شود بر همّه این اصلا بوَد معنای دین
تا تو حرم گردی همش برگیری جنّات برین
رد گردی هردم از حزین سوری شود قلبت بهدین
تا هی تو آهویی کنی هی ضامنت گردد امین
دل را بشوری با ثمین بر تو دهد هی نور دین
تو تا ابد عرشی شوی هی دور شوی از هر لعین
سامانِ سامان هی شوی نوری به نورت هی زنی
تا آخر هستی دگر هی نور بر نوری شوی
رد کرده از دوزخ شوی نور از وجود حیّ شوی
جاوید و جاویدان دگر با اهل حق محرم شوی
سیّد کند آقا تو را دور گردی دیگر از دغا
هی در حرم مُحرم شوی هی او کند بهرت دعا
موضوعات مرتبط: دفتر ۴۲
برچسبها: سیّدعرشی , رشد و سلوک
تاريخ : دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۳ | 5:10 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
