شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی

سیدعرشی شاعر عاشق

غرق دریای چو هوریم و دگر ساحل ندیدیم

اشعار سیدعرشی
شعر عاشقانه و مذهبی سید عرشی سیدعرشی شاعر عاشق

غرق دریای چو هوریم و دگر ساحل ندیدیم

[[ 52 ]]
غرق دریای چو هوریم و دگر ساحل ندیدیم
غرق هر موج خروشانیم دگر غایق ندیدیم

غایتی را طی نمودیم و سپس اول رسیدیم
ما به سر منزل رسیدیم و دگر منزل ندیدیم

اول و آخر وَ ظاهر باطن عالم شده ایم
اولی نی بود نه آخر ظاهری باطن ندیدیم

هر طرف رفتیم جمال یار بودش خود بدیدیم
بر وصالش تا رسیدیم باز فرغت را بدیدیم

ذره گشتیم ریزِ ریز ریزی و ذره بی نهایت
هی بزرگی را رسیدیم بی حدی بی حد بدیدیم

غرق نور گشتیم و نور در نور گشتیم نور تا کی
نورِ نورا خورده ایم بر او رسیم او را ندیدیم

سیّد عرشی که خاک پای بطحا شد ولی چون
هر چه رفتیم خاک پای بحر را اصلا ندیدیم


موضوعات مرتبط: دفتر ۹
برچسب‌ها: سیّدعرشی , عارفانه , رشد و سلوک

تاريخ : جمعه بیست و دوم دی ۱۴۰۲ | 21:6 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.