۱۷ / 1
ای خدای مهربان دادهای هوش و زبان
تا بدانم خود تویی هستِ هستِ در نهان
ای خدای لا یزال صاحب عزّ و جلال
این من عاشق رسان تا نگردم هی ملال
ای خدای روی حق از تو گردیده شفق
تا توان بر این تن است از تو دارد او رمق
ای خدای راحمین رحم کن بر این غمین
تا ابد بر رحم تو گردم و گردم ثمین
ایخدای خوب و ناز بر تو جان گشته به ساز
تا ابد دستم بگیر هی شوم صاحب به راز
ای خدای ذوالکرم گشتهام من در حرم
لطف بنما از کرم نور کن دور و برم
ای خدای اوّلین هم تو هستی آخرین
ظاهر و باطن تویی سیّد عرشی ببین
موضوعات مرتبط: دفتر ۱۷
برچسبها: سیّدعرشی , عارفانه , مناجات و ادعیه
تاريخ : جمعه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۲ | 12:0 | نویسنده : اشعار سیدعرشی |
